تبليغاتX
``*..*´`*.¸*مواظب خودت باش``*.¸.´`*.¸.*

>>×××به عاقبت خود و دیگران فقط یک بار بیاندیشید×××<<

 سلام دوباره اومدم تا بنویسم اما این دفعه خیلی فرق داره اخه این دفعه از عشق نمیگم از نفرت میگم این دفعه اومدم از بدیهات بگم این دفعه اومدم از جهنمی که توی این دنیا برام ساختی بگم از زجرایی که بهم دادی  و میدی بگم  از نا مهربونیهات از این که منو به همون اندازه که به خدا نزدیک کردی ازش دور کردی از حرفایی که پشت سرم زدی اونم وقتی که من برای دیدنت هق هق میکردم از قولی که ۳سال پیش توی همچین ماهی بهم دادی ولی الان یادت رفت از این که حاضر بودم برای خوبیت و پاکیت روی قران دست بذارم ولی بد بودی خیلی بد تر از چیزی که تصورشو می کردم بدتر از بد اونقدر که منوهم تو بدی خودت بد کردی حالم از هرچی عشقه بهم میخوره حالم از تو بهم میخوره از تویی که ادعا میکنی عاشقی ولی هیچی از عشق نمیدونی جز ..... حالم از خودم  بهم میخوره از خودم که عاشق تو شدم عاشق کسی که منو از خودم روند

.

.

.

.

.

فقط ازت یه چیزی میخوام اونم خودمه من خودمو از تو میخوام بهترین چیزمو یعنی وجودخودمو ازم گرفتی و با یه مشت پوچی و بدی رهام کردیو خودت به راحتی داری مثلا زندگی میکنی

ازت خواهش میکنم اون کسیو که مثلا دوسش داری نشکونیش

 

 

 

هیچ وقت نمی بخشمت هیچ وقت هرگز

 

دعا بکن ببخشمت بدجوری ازت شاکیم

اهم نگیره دامنت خدا ببخشه خطاتو من که ازت نمیگذزم

 

 

 

 

خداحافظی میکنم و دست از سرت بر میدارم

شدن کلاوم اخرت نه دیگه دوست ندارم

شدن کلاوم اخرت که بودنت حالا غمه

ببین شکستم این همه این همه هم واسط کمه

نمیشه از تو بگذرم

نه میشه

 

نوشته شده توسط ?؟##?؟##یه عاشق##?؟##?؟ در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ساعت 20:31 | لینک ثابت |

 

سلام بازم شرمنده که دوباره اومدم سراغ وبلاگم بازم شرمنده که دوباره برات نوشتم

اخه نمی دونستم چه طوری بگم تولدت مبارک البته میدونم نیازی به تبریک من نداری ولی

گفتم بی معرفتیه که تبریک نگم

حالا که داری این مطلبو می خونی می خوام بدونی که من هر کاری کردم به خاطر عشقم

 بود اما وقتی قلبم سوخت عشقی توش نموند الان نه عشقی دارم نه قلبی و

فقط بدون که خوبیم با عشقم بود

نمیدونم تو الان چه فکری درباره ی من میکنی ؟ولی دوست دارم بدونی که داری اشتباه فکر

میکنی ,   

بازم شرمنده

 

بازم میگم تولد مبارک ان شالله که همیشه خوش باشی و عاشق

برات دعا میکنم با این که میدونم دعام نمیگیره ولی از خدا میخوام که به عشقت برسی واقعا

 از ته دل میخوام

ای کاش همه عاشق باشند چون بدون عشق قلبشون میسوزه

 

خدا حافظ

 

 

نوشته شده توسط ?؟##?؟##یه عاشق##?؟##?؟ در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ساعت 12:15 | لینک ثابت |

 

 

 

فقط خوب گوش کن

 

می خوام الان حرف بزنم گوش میدی ,می شنوی یا خودت را به نشنیدن می زنی. ها؟چرا پس به من گوش نمی دی دارم باهات حرف میزنم گوش بده از اون روز اول دلمو باختم کس نفهمید جز خدا کم کم دل باختگیم بیشتر و بیشتر شد انگار زیاد نمیشد وسعت میگرفت کم کم حسم را همه ی عالم فهمیدند همه وقتی این حسم را میدیدند خودشون را کنار می کشید از آدما بگیر تا دروغ و خیانت و درویی خیلی وقت گذشت خسته شده بودم از گریه هام از اشکام از انتظار و...و...و... می خواستم برم پیش بزرگترین عاشق می خواستم برم پیش اونی که منو عاشق کرده بود ولی به حرفم گوش نکرد چون حکمتش بود اون هنوز می خواست منو امتحان کنه دلش می خواست همش براش نمره ی رد بگیرم اخه نمیدونست من ازش خجا لت میکشیدم نشد بعد از این همه خواهش از اون بالایی نشد انگار حکمتش خیلی بزرگ بود نذاشت برم پیش خودش آخه لایقش نبودم وتو...........

وحالا هیچ موقع احساس نکن این عشقی که خودش گذاشته توی قلبم هوسه نه نه می شنوی چی میگم دوست دارم بشناسیم دوست دارم بشناسیش من که نتونستم بشناسمش انگار من تنهایی لیاقت شناختنشو ندارم نه من خوب بشو نیستم دلم سیاه شده غرق باتلاق این دنیا شدمو به روی خودم هم نمیارم که یکی با اون عظمتش داره با تموم عشقی که داره از اون بالاها نگام میکنه دوست داشتم با عشقت سفیدش کنم و دست توی دست هم بریم و به خودش برسیم به خود خودش آخه من تنهایی نمی تونستم ولی نمیشه چون تو خوبی ولی نمی خوای بگی خوبم  تو منو نمیشنوی تو دستای منو نمیبینی که منتظره دستای تو اند  تومنو  نمی خوای بشناسی.......... نه انگار نمیشه خدا جونم باید خودم استینمو بزنم بالا اون انگار حرفام را نمی شنوه یا شاید خودش را به نشنیدن میزنه یا اون قدر صدای دنیا زیاده که صدای آرومه منو نمیشنوه  حداقل خداجونم تو صداش کن صدای من شاید ارومه نمیشنوه

 

همیشه صدات می کردم نمی شنیدی می خواستم صدامو بشنوی و با هم بریم برسیم به  عشق آسمونیمون  به خودش گفتم صدات کنه خیلی وقته داره صدات میکنه از اون موقعی که خودش عاشقم کرد تا حالا داره صدات میکنه ولی نمیشنوی شایدم...........همین الان هم گوش کن صداشو میگم اون از صدا کردن بنده اش (عشقش )خسته نمیشه  صداش بلند ولی انگار گوشای ما سنگین شده.

 

 

 

سلام به همه ی کسایی که توی این یه سال و نیمی که من وبلاگم را ساختم به وبلاگ من سر زدندو با نظرای قشنگشون منو شاد شاد کردند . می خوام وبلاگم را تعطیل کنم دیگه نمینویسم یعنی توی این وبلاگ دیگه نمینویسم شاید یه وبلاگ دیگه .شاید توی دفتر همیشگیم یا شاید هم دیگه ننویسم .اخه میدونید چیه من این وبلاگ رو برای عزیز ترینم ساختم نمیدونستم که اون میزنه زیر یه قولی که 1سال پیش بهم داده بود همون موقعی که فهمید دوسش دارم .اره اشتباه من بود نباید حقیقتو بهش میگفتم نباید میگفتم دوسش دارم .اخه نمیدونستم قولش رو یادش میره نمیدونستم...........

اشکالی نداره امروز اومدم از همه ی دوستایی که بهم نظر میدادند تشکر کنم

ازیه دوست( که خیلی کمکم کرد ) داداش میبس. الهام جون.یه عاشق .اسیر غم .روزنه ی عبور  .باران .    اقا شایان . عاشق با مرام. :آرمان. احمد. علی و نسیم. نازنین.. تنها. عسل. صبا. غریبه. آرزو. شمیم.افشین  هیدن.

ایمان. مریم. لیلی.ا لهه .خانوم گل. هاشم. یه تنها. حامد.. چه کار به اسمم داری؟(که اخر نفهمیدم کی بود ؟)

و خیلی از دوستام که اسمشون را ننوشتم

 

 

و  اما  تو

 

از تو هم ممنونم .از تو که تموم این وبلاگ برای تو بود از تو که عشقو بهم نشون دادی از تو که بهم فهموندی که یه خدایی هم هست از ت ممنونم که خوب بودی ازت ممنونم که هر شب به خوابم میای

.ازت ممنون که منو تحمل کردی با این که دوسم نداشتی

ازت ممنونم که دلم هیچ وقت با حرفات و کارات نشکست ازت ممنونم که قدر کسی را که بیشتر از خودش دوست داشت و ندونستی

ازت ممنونم که هر چی بودی بهتر از من بودی

ازت ممنونم که منو نشناختی

و صدام رونشنیدی

 

 

مطمین باش که هیچ وقت تو رو فراموش نخواهم کرد هرگز. چون تنها کسی بودی که بدون دلیل دوسش داشتم و بعد از دوست داشتن دلیل پیدا کردم

.حالا من رهات کردم برو و برای نبودن من دعا کن ...

 

دوست دارم ارزوم براورده بشه دوست دارم تو به کسی که۱سال قبل از من تو رو شناخته بود برسی ارزویم دیگر دیدن تو نیست ارزویم اینه که تو هر روز در کنار عزیزترینت باشی  دختر خوبی بود .

 

مواظب خودت باش

کسی که تو را برای تو میخواست نه برای خودش ()

 

 

 

 

 

وبلاگ برای خودته خواستی عوضش کنی اسمت

 

 

پسوردشه<<

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط ?؟##?؟##یه عاشق##?؟##?؟ در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 15:6 | لینک ثابت |

 

با تو هستم ای قلم سرنوشت تو شده نوشتن دلتنگیای من تو ای همراه من سرنوشت هر دویمان حیران بازی های روزگاره .روزگاری که با همه سر لج داره انگار با کسی خوب نیست انگار می خواد حال همه رو با بازیهاش بگیره  . ای قلم میدانی درد دلم را چون تو با درد و دل من کوچک میشوی میدانی که شاید تمام شوی ولی باز هم مینویسی تو هم مثل منی با تمام وجودت مینویسی چون عاشق نوشتنی حتی اگر تمام شوی

ای قلم جان تمام نوشته هام رو نوشتی تمام شعرهایم را خواهی نوشت دست خوش.....

.اما اشک هایم را کجا خواهی نوشت

 

 

ای قلم می خواهم برای اولین بار یکی از شعر هایم را توی وبلاگم بنویسی(اگه بد بود ببخش)

 

لب دریا توی ساحل به یاد تو نشستم

روی شن ها روی ماسه اسمتو من مینوشتم

تورو من با خود میدیدم روی اون موج های آبی

کنارت نشسته بودم اما آروم با یه آهی

لب دریا توی ساحل تو نبودی در کنارم

روی شن ها روی ماسه کشیدم به قلب خسته

قلبی با آه ولی آروم     نشسته در انتظارت

تو نیستی اما لب دریا میشینم در انتظارت

 

 

 

این شعر و نوشته ها م تقدیم به کسی که فقط شادیش برای من ارزوست

و نمی خواهم ناراحت بشه .

من دوسش دارم با همون مهربونیهاش .حتی اگر کسی دیگری را بخواد

فقط ناراحت نباش همیشه خوشحال باش که به غیر از خودت کسی دیگه ای برای رسیدن به ارزوت هر چه باشه حتی رسیدن به دیگری  دعا میکندهمیشه . ...

نوشته شده توسط ?؟##?؟##یه عاشق##?؟##?؟ در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 20:48 | لینک ثابت |

 

عید نزدیکه دوباره سال جدید شد ...

 این عید سومین عیدیه که توی خونه تکونیه دلم بازم وقتی نگاه میکنم به دلم میبینم اون نفر هنوز توی قلبم وجود داره هنوز مثل قبل نشسته با همون نگاهش  انگار نمی خواد تکون بخوره

دوباره یه ساله دیگه دوباره یه روز دیگه توی همین وبلاگ یه نفره که دردو دلش را مینویسه از بدیها میگه از خوبیها میگه از نامهربونیها از بی وفایی ها اما کو گوش شنوا

این وبلاگ روز اول با یه کول بار نا امیدی نوشته شد اما الان دل وبلاگ من پر از نور امید پر از چراغونی

اگه غمگینه.....

 اگه گریونه....

 اگه دلش گرفته .....

اما پر از امیده ...

 

 

سال نوهم بهتون تبریک میگم

 

 

 

نوشته شده توسط ?؟##?؟##یه عاشق##?؟##?؟ در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 16:51 | لینک ثابت |

 

و آیا باز هم شقایق ها شکوفه خواهند داد

و آیا این دل پژمرده شدن شقایق را خواهد پذیرفت و ایا پژمرده شدنش را تحمل خواهد کرد

این دل سخت گرفتار شد ولی تحمل خواهد کرد او زندگی را دوست داشت اما نه تنها او زندگی را با همان شقایق می خواست بدون آن گل نمیتوانست دل من به سهراب اعتقاد داشت که میگفت تا شقایق هست زندگی باید کرد .اما گل شقایقش نیست .....بعضی ها میگویند خزان زده است بعضی ها میگویند پژمرده شده است و بعضی ها هم چیزی نمیگویند و نمی دانم به حال که شاید به حال دل من یا به حال شقایق اشک میریزند

اما.....دل من منتظر است .منتظر همان شقایق نه شقایق دیگر چون شقایق نشانه ای از خدا بود شقایق دل من نشانه ای از خدا بود ولی خود این را نمیدانست .نمدانست که چرا دلی چند سال است که سرگردان آن در گلستانش می چرخد تا روزی نیاید که پژمرده شود .او پایه ی بحثی برای خدا بود ام خود نمیدانست خود در وجودش دل من را ندید .

مردم میگویند :رهایش کن شقایق ها زیادند در پی شقایقی باش که آفتابت را دریابت .اما دل من لجباز است او فقط شقایقش را که برای او قشنگ بود میخواهد

و دل من آن شب تا صبح گریست و خالقش را صدا زد نمیدانم شاید برای دلتنگی اش یا شاید هم برای امدن خزانی که بادش بی خبر آمد اما آن شب دل من چشم بر هم نزد ....

ای دل او رفت رفتنش را باور کن شاید برای همیشه و یا شاید امتحانی است  از طرف خالقش.

تو صبری را که همیشه در وجودت نهان است از خالقش بخواه

شاید و شاید روزی دوباره بهار شود برای تو ........

 

 

دل من گریه نکن بسه دیگه گریه نکن                         تموم شد و خوبی نداشت شقایقت خزان گرفت

دل من گریه نکن شقایقت خودش می خواست خودش می خواست پژمرده شه شاید یه مدت یه زمان

اما بازم بهار میآد

غصه نخور ای دل من

خدا بزرگه عزیزم

 

 

 پیشاپیش فرارسیدن روز عشق را به همه ی عاشقان واقعی تبریک میگم

 

 

ولیتاینتون مبارک

 

 

نوشته شده توسط ?؟##?؟##یه عاشق##?؟##?؟ در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 18:36 | لینک ثابت |

محرم آمد

 

محرم آمد . ماه حسین و اکبر و عباس . بوی علقمه و عطر یاس . بوی خون و رگ بریده و اشک .

صدای واعطشاه و شکر و صبر . ماه ندای هل من ناصر .. ماه زینب ستم سوز و شش ماهه باب

الحوائج . ماه تفکیک صف مردان از نامردان . ماه تمیز حق و باطل در گذرگاه زمان و برای همیشه

تاریخ . ماه بوی سیب . ماه عزاداری آل الله . ماه سیاه پوشی بهترین خلق خدا اباعبد الله الحسین ....

این مناسبت غمبار را به شما بهترین ياران ِ هميشه همراه تسلیت می گویم .

 

 

التماس  دعا

 

 

و باز حسین! ابر مرد تاریخ، مردی از تبار سرخ! مردی که با خونِ خود، نجات بخش ایمان، خوب بودن، خوب ماندن و زمانش شد.

 

آه چه می گویم؟! حسین مردی که با جاری شدن خونش با زمان خود و با ما حرف می زند و چقدر اینک به خون پاکش تشنه تر شده ایم!

 

حسین! ای صدایت خون، ای مرکبت عشق، ای سراپا زلال و پر از امید... چه بگویم... که تازیانه های بی رحمِ دنیا را بر تن و جانت فرود آوردند و تو حتی با تمام رنجها و دشواریهای این زندان، خم به ابرو نیاوردی و خود را و اهل خانه ات را و نزدیکانت را و تمام هستی خود را قربانیِ این راه کردی، راهی که هنوز بعد از گذشت قرنها، اینچنین زنده است و هنوز بعد از قرنها، از شنیدن صدایت لرزه بر تن دشمنانت می افکنی!

 

آه ای زبانِ عشق بر کام، و ای زبان خون بر شمشیر! ای حسین، که از سرخیِ خونت درخت زیستنِ پاک؛ بارور شد. و ای صدای سرخت همیشه زنده! ای بزرگ مرد تاریخ، ای صدایت کوبند

 

 

یا ابا عبدالله مددی

 

نوشته شده توسط ?؟##?؟##یه عاشق##?؟##?؟ در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 11:33 | لینک ثابت

درباره وبلاگ
من بودم تنها..., تو اومدی چشمام تو رو دید و قلبم تو را پذیرفت حالا من بودم و تو ...,عشق اومد من بودم و تو و عشق..., وبلاگی ساخته شد که من ,تو و عشق را در بر گرفت وبلاگی برای تو , تویی که خالقت خداست خدایی که از عشق سر شاره
اولین عشق در قلب یه عاشق وارد شد و آخرین عشق هم باقی ماند تو آرزو و زندگیه یه عاشق شدی آرزوش شادی تو شدو حال در این جهان تو تنها نیستی بعد از خدا یه نفر به کمک خالقت عاشقت شده پس فراموش نکن خودت را خداتو و این وبلاگ را ..............

وحالا من هستم تنها بدون تو تو خوش باش با شکستن من
فهرست اصلی
پیوندها
خفن ترين سايت ايراني::
شقایق عزیزم
haaji
I LOVE YOU
دست نوشته ها ...سامان-سمیرا-مهسا
کلبه ی عشاق
خلوتگاه تنهایی
خیلی چیزها
ای کاش میشد لحظه ها دریا شوند
خدایا چرا عشق را آفریدی؟
خداوند کجا نیست
عاشق اشک ریختن
تادنیادنیاست دوستت دارم
دوستت دارم بیشتر از دیروز
عشق بی منتها
دنیامثل وبلاگ ما نداره
دردو دل دختری دلشکس
آه سرد
کیمیای ناب
تمام وجودم تویی مریم
رویا نمیدونی چقدر دوستت دارم
تو و من
فقط به خاطر تو N
غشق آسمانی
یاس مهربون
آدم دوست داشتنی
مرد تنهای شب
آقا محمود و عشقش سودابه جون
ترفند اینترنتی
هرچی تو بخوای
شبهای بی تو
سلام بچه ها
عزیز رفته ایینه بودن کار دلت نیست
قربون برم خدارو دنیا چه قدر کوچیکه
چشم به راه تو می مانم
ولین شب آرامش
حرف دل
تنهاترین تنها
دختر تنها
دزفول
روح ربا
حسین تنها
عشقولانه
:: قالب وبلاگ ::
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS